استرس روز اول کار

  • 14.gifميخواستم ديگه ننويسم، اما بعضي وقتا انقدر به آدم فشار مياد كه دلش گوش شنوا و مخاطب ميخواد تا هرچي رو كه هست بگه و راحت بشه.. 02.gif

يه جور حس غيرعادي... استرس ناشي از يه محيط جديد داره تصميم مهم زنديگم رو تحت الشعاع قرار ميده. حس ميكنم هيچ چيز بلد نيستم. درست چهار سال پيش همين روزا بود كه براي اولين بار روي صندليهاي تك نفره هاي كلاساي دانشكده نشستم. چقدر اونروزا تحت استرس بودم! يه محيط جديد و ناآشنا هميشه تاثير بدي روي من ميذاره.انقدر حالم بد بود كه ميخواستم رشته مو عوض كنم. از همه چيزش متنفر بودم. از مسيرش، از درسهاش، كلاساش،.. يك سال طول كشيد تا نه تنها به محيط جديدم عادت كردم بلكه بزودي عاشقش شدم. يه بار ديگه امروز توي محيط كاري جديد با همون حال و هوا برخورد كردم. شايد آرزوي خيليا باشه يه محيط كاري بزرگ و تروتميز و يه عالمه آدماي باكلاس05.gif.همه پرسنل،مسلط و باكلاس، با كلي تجربه و سابقه هرگوشه يه كاري انجام ميدادن و من.. در اولين روز كاري حس ميكردم هيچي نيستم، حتي در خروج رو گم كردم02.gif! اون وسط تك و تنها مثل يه بچه كوچيك دنبال يه آشنا ميگشتم.احساس تنهايي و عدم امنيت ميكردم و از دست خودم عصباني بودم! چه وضعي بود!! دلم ميخواست قبولم نكنن! برم و ديگه به اونجا برنگردم .فكر كردم برم پيش دكتر شيرواني و بگم منم براي كاراموزي نهالستان معرفي كنه! مهم اينه كه محيطش آشنا بود با آدماي آشنا.. بدتر اينكه هيچكي هم متوجه نميشه. همه ميگن خوشبحالت، حقوقش بالاس، كي همچين كاري گيرش مياد، سالي دوتا سفر خارج مجاني داري،.. و چه حس بدي داري وقتي دلت ميخواد برگردي به همون جايي كه بودي با همون اساتيدي كه ميشناسي، با دوستات، با همون كتابا و جزوه ها، با همون دوره هاي كاراموزي بدون حقوق!... تنها روي نيمكت سالن نشسته بودم تا شماره پرونده مو اعلام كنن. نميدونم چي شد كه فکر کردم بمحض برگشت به خونه كتابا رو بردارم براي ارشد بخونم. واقعا متعلق به كجام؟

/ 35 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرد خاکی

تولدتو تبريک ميگم خانوم خانوما.... صد سال به این سالها...اشا... هر آرزویی که دارید برآورده بشه.... شب خوش

مرد خاکی

راستی تغييرات قالبت عاليه...چه عکس باحالی... شب خوش

!

پذيرش هرگونه فرم ! نمايندگی فرم!

ريحانه

سلام دوست گلم...چطوری...مبارک باشه...رفتی سر کار...هميشه همينطوره وقتی آدم وارد يک محيط جديد ميشه استرس داره...اظطراب داره...ولی زود به اون محيط عادت ميکنه...اميدوارم هميشه موفق باشی....بازم بهم سر بزن...من منتظرتما....تابعد...

سعيدسعيدی

هشدار کميته نجات امکان امضای قرارداد دوم ترکمان چای در مورد دريای کاسپين

سمیرا

سلام خانم عید شما مبارک یه دنیا ممنون که به وبم سر زدی امیدوارم همیشه موفق باشی (من هم همیشه استرس دارم به کسی نگیا)

سمیرا

سلام خانم عید شما مبارک مرسی به من سر زدی من هم مثل شما دایما استرس دارم اما باید سعی کنیم خودمونو با هر شرایطی وفق بدیم موفق باشی

نادر پورباقر

سلام . از اينكه باهات آشنا شدم خوشحالم.الان چون اين متن رو با عجله مينويسم موضوع خاصي در ذهنم نيست. بعدا كه سايتت رو مفصل خوندم دوباره خدمت ميرسم. موفق باشي . نادر

arash

ein neveshteha del neveshte hastan vase ina nemishe nazar dad harchi begam az arzesheshon kam mishe pas hamon behtar ke sokot konam

ئهسا

ارمغان جون دو هفته است که رفتم سر کار منم مثل تو استرس و یک حس خیلی خاصی داشتم و دارم نه میدونم کارم و دوست دارم نه ندارم گیجم اومدم گوگل سرچ کردم روز های اول کار بعد اومدم تو وبلاگ تو انگار تمام حرفهای دل من یه جا نوشته شده بود ارومم کرد .... موفق باشی