سلام.اومدم وبلاگ نوشتم چون احساس كردم كه به آخر خط رسيدم. هيچي ندارم. برا از دست دادن. برا غصه خوردن.قبلش يه دنيا آرزو بودم. از اون آدماي عشق خارج! اما راه رو عوضي اومدم. سر از رشته اي درآوردم كه اولش اسمش مهندسي بود و برام منزلت اجتماعي داشت. بعد تبديل شد به بحران روحي! بعد شد عادت، يكنواختي،.... و حالا ديگه هيچي نيست. آرزوهام يكي يكي از بين رفتن. و من شدم انرژي پتانسيل..... ذهنم خالي شد. برا همين شروع كرد به جذب كردن. اول يه وبلاگ سر راهم سبز شد. خوندمش. آرشيوشم خوندم. در مورد يه خاطره ي محو بود: رشته م ! منابع طبيعي. جنگل................26.gif

دلم خواست منم يه وبلاگ داشته باشم. دست بكار شدم. اما هنوز ذهنم خاليه. بدون انگيزه، بدون حركت. ولي از صبح تا حالا......... يه انگيزه كمرنگ توش نشسته. فكرشم نميكردم يه وبلاگ در مورد جنگل بتونه روم تاثير بذاره. شايدم از اون شوخياييه كه مغز آدم با خودش ميكنه! بهرحال هرچيزي كه ذهن من الان جذب كنه، بقيه ي ساختمانش رو هم بالا ميبره. كاش اين شالوده بدست يك جريان درست سپرده بشه.

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
samira

سلام عزيزم موفق باشی ولی هيچ جيز تو اين دنيا ارزش غصه خوردن نداره

احسان

چشم ! خب همين که الان يه بلاگ راه انداختی يعنی که امید هست ! آخر خط چيه ديگه !؟ بی خيال ! اول که خوندم فکر کردم لبه دره ايستادی يه کسی هم يه تفنگ شکاری گرفته رو سرت بهت ميگه بپر ! اينطوريا هم نيست ها ! خوش بگذرون دختر ! سخت نگير. اميدوارم اينطور سريع و تحت تاثير بلاگ رو راه انداختی يهويی هم نگیری ببنديش ! بنويس ! بنويس ! زياد هم بنويس ! به زودی می فهمی که نوشتن چقدر خوبه ! و چقدر آرامش بخش !

احسان

خب راستش الان اگه بری بين مردم(منظورم دانشجو هان !) می بينی که نصفشون ( نه ، بيشتر از نصف !) از رشته ای که توشن خوششون نمياد ! حتی اونايی که تو رشته هاي مثلا درست و حسابی درس می خونن. اصولا بدبختی ما اينه که ميريم هی درس میخونیم تا کنکور بديم و به تنها چيزی که فکر نمی کنيم همون رشته و شغل آينده س. و بعد هم يکی دو روز وقت داريم تا کل اينده مون رو انتخاب کنيم. حتی واسه جواب خواستگاری بيشتر از اين وقت هست تازه فوقشم اگه آدم خوشش نياد طلاق ميگيره !!!! (اينو جدی نگيری !) اما نميتونی رشته ات رو طلاق بدی که ! بدبخت ميشی ! (مگر اينکه تغيير رشته بدی که اونم دردسر های خودش رو داره) با همه اين حرفا هميشه يه راهی هست، مخصوصا تو اين مملکت ... ادامه در کامنت بعد !

احسان

... ادامه از کامنت قبل :) چی می گفتم ؟ هان ! تو اين مملکت که هيچ کی سر کار خودش نيست ! بقال ميره خونه ميسازه ، مهندس ميره رانندگی تاکسی ، دکتر ميره بقالی ! واسه همين خيالت تخت راحت باشه که اگه کاری رو که دوست داری دنبال کنی ميتونی موفق بشی. استاد ما يه جمله ای ميگفت : کسی موفق میشه که کارش رو درست انجام بده ، مهم نيست چه کاری. و کسی که کارش رو دوست داشته باشه خوب انجامش ميده. حالا بگذريم از اين همه نصيحت های پدربزرگانه ! موهام سفيد شده ولی هنوز اونقدر ها هم پير نيستم ;)

احسان

بيشتر بنويس که ميخوام بهت بلينکم ها ! هميشه از يه چيز کوچيک و کمرنگ شروع ميشه و بعد تا ميای به خودت بجنبی ميبينی که برات مهم شده و حسابی داری براش وقت ميذاری. موفق باشی و شاد :)

ziba

سلام خوبی وقتی نوشتی به وبلاگت سر بزنم خيلی خوشحال شدم ولی وقتی بازش کردم هيچی نداشت اميدوارم از اين به بعد ادم ضايع نکنيهاااااااا

armaghan

گفتم كه تازه كارم زيبا جون........

مستوره

سلام موفق باشید متن قشنگی بود . امیدوارم به ارزوهایت برسی .

mahmoode monemian

salam man az weblage shoma khosham oomade omidvaram hamishe roohieye zendeboodan va omidvar boodan dar shoma sholevar bemooneh man baraye kamboode mohabbat ha az veblagetoon taarif mikonam dar kol aaali bood

armaghan

آقاي منعميان عجب آدمي هستيا.