وابستگی

  • مبارزه زندگی بمعنای قدردانی از همه چيز و وابستگی به هيچ چيز است(اندرو متيوس)

تا حالا شده به چيزی يا کسی احساس وابستگی کني؟ من دوره کنکور بشدت تجربه ش کردم. و باعث شد نتيجه خيلی پايينتر از حد خودم رو بگيرم.ترس شديد از قبول نشدن. وابستگی شديد به آرزوهام.اندرو متيوس ميگه دنبال کردن حريصانه هرچيز بمعنای فراری دادن آنست. انسانهای مصمم و ناوابسته ميدانند که تلاش و کيفيت نهايتا با پاداش مواجه ميشود.هرگز به دام اين جمله نيفتيد: من برای خوشبخت شدن به..نياز دارم!فراموشش کنيد و راهتان را ادامه دهيد.

  • اگه يه درس از جنگلشناسی ياد گرفته باشم اينه که:جنگل در جستجوی توازن است. ما هم جزئی از طبيعتيم. کشمکش و توازن در يک قالب نميگنجند.

خوبه بيخيالش بشيم نه؟ ولللللش کن! مهمه واقعا؟! تاچه حد مهمه؟؟..يادته گفتم يه تغيير در راهه؟ گفتم زندگی همه مون داره به نحوی درراستای افکار و رفتار گذشته مون تغيير ميکنه.وقتی همه چيز ناگهان يکنواخت ميشه و تو احساس ميکنی يه عالم کار داری اما حسش نيست! درحقيقت انرژيت داره جای ديگه عمل ميکنه.بعد زندگی ناگهان عوض ميشه حالا مثبت يا منفی.

ميخوام بگم اگه ميخوای خودتو از يه تغيير منفی حفظ کنی اول وابستگی رو بذار کنار.يادتم باشه هيچکس و هيچ چيز به اندازه خودت مهم نيست!

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد نظری

سلام...اول تشکر به خاطر اينکه بعد از ۵ سال يه سری به من زديد...دوم هم تشکر به خاطر اینکه بعد از ۳۹ سال دوباره لينکم توی وبلاگ شما اومد...سوم اينکه اونها خيلی دير تولدم رو تبريک گفتهبودن ولي از لطف شما که تبريک گفتيد ممنونم...چهارم اينکه من حالا حالاها دست از سر اينترنت و وبلاگ بر نمی دارم و تا آخرش هستم و اميدوارم شما هم باشيد و البته باز هم به من سر بزنيد...باز هم از شما به خاطر همه چيز متشکرم...پايدار و سربلند باشی...

mm312

سلام. یه متن جالب گیر آوردم گفتم شاید بد نباشه بنویسم: ایستاده ام تنها پشت میله های خاطرات دیروز این جا انگشت هایم را می شمارم یک دو سه...... ودست های تو در هم فرو رفته اند تو غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی که مهربا نی ات را ثابت کنی ولی... ولی نفهمیدی که من آن سوی خیابان انتظارت را می کشم تو بی وقفه فریاد کشیدی... ومن دیگر آزارت نمی دهم زین پس قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم مطمئن باش... هنوز هم قافیه را به چشمان تو می بازم مطمئن باش!

mana

سلام ارمغان. ممنون از جوابت ولی منظور من از علامت سوال اين بود که ؛کجايی؟ چرا به من سر نمی زنی؟؛ به هر حال ممنون که اومدی.

منصوره

بابا خسته شدم اينقدر اينو خوندم ...

ارمغان

فعلا به اينی که نوشتم معتقدم..اندرو متيوس می برای انکه چيزی يا کسی رو دوست داشته باشی بايد اون رو رها کنی تا خودش باشه...اين الان مهمترين عقيده ايه که دارم. هروقت تفکر بزرگتری جايين شد اونو انتقال ميدم!!

دوستدار گربه ها

سلام دوست خوب .. با يه نگاه کم به بلاگت متوجه شدم درباره جنگل و طبيعت می نويسی ولی فکر نميکنی از عکس بک گراند خيلی شلوغه و خواندن نوشتهات رو سخت کرده ! بهر حال من هم درباره گربه ها مينويسم .. خوشحال ميشم بهم سر بزنی .. فعلا

عموعلي

سلام همسايه. ممنون که به کلبه محقر طبيعتمرد سر زدی. فقط ميشه پس زمينه نوشته های قشنگتو عوض کنی؟ چشمام در اومد اينقدر زور زدم که ببينم چی نوشتی...... به هر حال شاد باشی و برقرار. باز هم سر بزن....