گدای نابینا

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می‌گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن‌روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم‌های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟

روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می‌شد: امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آنرا ببینم !!!

وقتی کارتان را نمی‌توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین‌ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ......... لبخند بزنید!

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه مدنی

سلام ارمغان جونم خوبی؟ عزیزم من دیروز رفتم science direct مقاله واسه موضوع پایان نامم search کنم اما اون ها به من اجازه ندادند یا 31$ می خواستن یا user , pas مخصوص می شه واسه اونها هم یک جمله تجویز کنی که بدونن من 31$ واسه هر مجله ندارم بدم و بهم مجانی بدن......[ناراحت][چشمک]

hooman

payame jalebi bud. albate kami theoric va baraye mane badbin kami gheire ghabele paziresh. vali khob... mohtarame va momkene javab bede. shayad albatee

کامبیز

سلام دوست عزیز.مطلبت مثل همیشه زیبا بود.من به روزم و منتظر حضورت.سبز باشی و آرزومند آرزوهایت...

کامبیز

سلام دوست عزیز.مطلبت مثل همیشه زیبا بود.من به روزم و منتظر حضورت.سبز باشی و آرزومند آرزوهایت...

منصوره

خوب الهه راست میگه یه کاری بکن دیگه .تو که همه فن حریفی[نیشخند] هی مطلبت بدک نبود.داری آدم میشی[چشمک]

ارمغان

الهه عضو سایتشون بشو تا بهت یوزر پس ورد بدن!

حمیدرضا , نسرین

سلام ................. خیلی قشنگ بود ....... روزنامه نگار خوش ذوقی بوده!!! ........ موفق و پیروز باشی

فرهاد

به نظر تغییر همه چیز به هین سادگی ٍ ؟

مریم

حسابی آچار پیچ گوشتی شدیا....مطلبتو قبلا خونده بودم.خیلی آموزندس..[لبخند]

حامد

سلام در مورد مطلبتون: نوآوری همره با شکست هم هست. پس باید جربزه ریسک داشته باشه آدم. در مورد مطلب وبلاگ خودم هم: ما ماهواره نداریم و اصلا دعوا سر این نبود !!!![نیشخند]