فشار پروژه

بسیاری از پروژه های بلند مدت و حساس در طول زندگی ما مثل کنکور و برنامه های کاری میتونن تنش بلند مدت ایجاد  و با تاثیر بر آثار دستگاه پاراسمپاتیک، اختلالات روان تنی مختلفی از جمله بیخوابی، تحریک پذیری زیاد و زخم معده و.. در ما ایجاد کنن. مسلمه که باید جلوی این قبیل تنش های مزمن رو گرفت و در این راستا روشهای مختلف شناختی و رفتاری و .. وجود داره. اما مسئله ای که در این میان عذاب آور تره اینه که در طی شبانه روز با مشکلات مختلف دست به گریبانیم و لحظه لحظه ی وقتمون رو داریم برنامه ریزی میکنیم که پروژه رو بنحو مطلوب بانجام برسونیم اونوقت این وسط یه حرف نامربوط یه دوست، یه رویداد کوچک، یه شکست تو یه کار بی اهمیت و چیزایی از این قبیل که در شرایط عادی ،خطرناک بنظر نمیرسه ممکنه ما رو تا شدیدا ناراحت، نگران، خشمگین و آزرده کنه که البته ناشی از تسلط تنش مزمن بر دستگاه عصبی ماست. علائم این تنش مثل ضعف بدنی و کم خوابی هم میتونه به دلیل این آزردگی های بیش از حد اضافه بشه. مسئله اساسی اینه که در زمانی که تایم کافی و شرایط عادی داریم میتونیم مشکل مربوطه رو حل کنیم اما این قبیل مشکلات طی فشار پروژه های مختلف روی هم تلنبار میشن چرا که وقت کافی برای پردازش اونها نداریم و بطور خودکار هم در ضمیر ناخودآگاه و نیز طی خواب رم پردازش نخواهند شد زیرا این بخشهای اعصاب ما نیز کارکردشون مختل شده و پر از حجم اطلاعاتی و آلودگی اطلاعاتی شدن. بنابراین در مغز ما عقده تشکیل میده و احتمالا به مکانیسم های دفاعی روی خواهیم آورد : و در کمال تعجب میبینیم داریم به همه حسادت میکنیم یا پشت سر دیگران غیبت میکنیم.. اینها همه مکانیسم های دفاعی هستن که در کوتاه مدت دارن بما کمک میکنن عقده مذکور رو تحمل کنیم، اما اگر چنین روندی ادامه پیدا کنه نتیجه میتونه خیلی متفاوت باشه ؛ بعضی آدمها با مکانیسم های دفاعی شون کنار میان و روند حسادت و انکار و غیره رو ادامه میدن. بعضیها دچار فروپاشی عصبی میشن. بعضیا به خودشون میان و سعی میکنن مشکل رو حل کنن.. که بهترین راه احتمالا راه حل اخیر هست. بهتره هرچقدر کارمون مهمه، و هرچقدر هدفمون به مرگ و زندگی وابسته س، برای سلامت روحی و تکامل معنوی خود ارزش شماره یک رو قائل بشیم. بهتره بدونیم که زندگی خیلی از اسکیزوفرن ها و افسرده های شدید در بیمارستانهای روانی از همین تعارضات روحی حل نشده شروع شده. پس بهتره طی هر 24 ساعت مثلا در پایان شب یا زمانهای مرده مثل زمانی رو که در مترو یا یک صف ایستادیم به حل مشکلی که ما رو میرنجونه اختصاص بدیم و گاهی اوقات میتونیم از تجربیات همون پروژه ی کاری هم در حل اون مشکل خلاقانه استفاده کنیم. ابتدا مسئله رو بدقت بررسی کرده و هرچیزی که در ذهمون هست رو روی کاغذ یا صفحه مانیتور یا در فکرمون مرور و بررسی کنیم آنگاه راه حلهای ممکن رو ارائه ، و عکس العمل لازم رو تعیین کنیم. بهتر است مشکلات و راه حل اونها رو درجایی مکتوب نگه داریم تا اگرلازم شد دوباره ازشون بهرمند بشیم و نیز بتونیم نتیجه ی کار رو بررسی کنیم که آیا راه حل مون مناسب بوده یا نه.

  • یادمون باشه ؛ چندان مهم نیست که راه حل ما موفقیت آمیز باشه یا نه. مهمتر اینه که بهترین کاری رو که در این شرایط از  مون  برمیاد انجام بدیم.
  • یادمون باشه ؛  تمام پروژه های مهم دنیا با روح آرام و بدن سالم بهتر اجرا میشن.
/ 7 نظر / 8 بازدید
مرد خاکی

درود بر دوست عزیز... راست میگی...انگار تو آب،هوا و جامعه یه چیزی هست که ما رو دیوونه کرده... اینجا رو دیگه واقعا قبول دارم..."این وسط یه حرف نامربوط یه دوست، یه رویداد کوچک، یه شکست تو یه کار بی اهمیت و چیزایی از این قبیل که در شرایط عادی ،خطرناک بنظر نمیرسه ممکنه ما رو تا شدیدا ناراحت، نگران، خشمگین و آزرده کنه " خیلی خوبه که به علاقت داری میپردازی...حتما کنکورو قبولی[تایید] پیروز باشی[گل]

مرد خاکی

درود بر دوست عزیز... راست میگی...انگار تو آب،هوا و جامعه یه چیزی هست که ما رو دیوونه کرده... اینجا رو دیگه واقعا قبول دارم..."این وسط یه حرف نامربوط یه دوست، یه رویداد کوچک، یه شکست تو یه کار بی اهمیت و چیزایی از این قبیل که در شرایط عادی ،خطرناک بنظر نمیرسه ممکنه ما رو تا شدیدا ناراحت، نگران، خشمگین و آزرده کنه " خیلی خوبه که به علاقت داری میپردازی...حتما کنکورو قبولی[تایید] پیروز باشی[گل]

ارش

نترس ازین سیاهی توشبتابی مگه نه؟

مهران

سلام[لبخند] .. مخلصیم [شوخی].شرمنده [خجالت] . مطلبتون خیلی خوب بود .ولی یه اشکال خیلی خیلی کوچولو داشت . هیچ کس از استرس و ... اسکیزوفرنی نمیگیره .اسکیزو یا اصطلاحا دیوانگی یه بیماری ژنتیکیه که به ارث میرسه [ناراحت] . موفق باشی [گل][گل][خداحافظ]

مهران

وبلاگتون رو لینک کردم . چی کار کنم .مرامه دیگه[نیشخند] .

مهران

شرمنده من کتاب چهره جدید شخصیت نوشته لوییس موریس و جان الدهام رو خوندم[نیشخند]. فکر کنم کتاب مرجع باشه . برای اطلاعات بیشتر کتاب هوش عاطفی رو هم میتونید بخونید[نیشخند]. محیط فقط عامل تشدید کننده است .ولی اگر کسی ژنتیکش بد باشه حتی در بهترین محیط هم اسکیزو فرنی میگیره . [خداحافظ][گل]

ارمغان

خیلی جالب بود . موفق باشی[گل]