یه حس

یه حس خوبی دارم، نه از این جهت که دیگه هیشکی وبلاگمو نمیخونه.. نه از این جهت که روابطم انقدر کم شده که اغلب خودمم و کامپیوترم تو اتاق.. و نه از این جهت که به خودم وعده های دروغ میدم که حالا اونور چه خبره و اصلا آیا من میتونم موفق بشم یا نه..

یه حس خوبی دارم، از این جهت که میبینم کلی تغییر مثبت کردم.. از این جهت که حرف خیلیا رو که زمانی برام مهم بود دیگه باد هوا هم حساب نمیکنم.. و از این جهت که روش خودمو پیدا و تثبیت کردم..

یه حس خوبی دارم، حس میکنم یه چیزی.. یه چیزی رو به پایانه و نمیدونم اون چیه! نمیدونم چرا احساس غرور و رهایی میکنم.. نمیدونم این حس چیه، اما شبیه به اتمام رسیدن زمستون و هوای بهاره..

یه حس بدی دارم، از این جهت که یه حس دائمی رو نمیتونم بفهمم چیه.. از این جهت که نمیتونم توضیحش بدم.. و علتشو بفهمم..

/ 5 نظر / 6 بازدید
کامران

سلام خوش بحالت یه حس خوب داری، منم چند وقته به دنبال همچنین حسی هستم. برام دعا کن.

کامران

سلام مرسی از اینکه برام دعا می کنی. آره دوست صمیمی هومن هستم ولی خوشبحالش که رفت. لطف داری ولی ما داریم روند عادی رو پیش می ریم اما اونا .... شاید روز همه ما رفتیم

امین

خوشم اومد ازت

armaghan

برای تک دختر: مرسی که برام ویروس فرستادی، اما سیستم من قوی تر از این حرفاس. به دوستان توصیه میکنم از بازکردن وبلاگ تک دختری که این پایین کامنت گذاشته اکیدا خودداری کنند.

مهدی

chon shodi mr moghadas hale khoshi dari? :D