سقفی از اوورکت!

باد پاييز.. سرد و خسته.. بيروح.. مثل اون روز برفي پاييز، كه آرام و متفكر... روز اردوي بهره برداري . چه برفي اومده بود. و چه اوركت جير مشكي زيبايي...و چه آرام و متفكر... !!Undine-in-the-Wind-Print-C10100743.jpegچقدر بچه بودم. و رها. روي اولين برف آذرماه، ردپاي خيال كشيدم و قلعه ي زمستاني هميشگي رو ساختم. قلعه ي گرم خيال، توي سرماي زمستون... هميشه با باد پاييز مي اومد و باد آورده بود و يه روز ميرفت.. اون روزم بايد ميومد. بايد همون اوركت جير مشكي سقفش رو ميساخت. باد پاييز روحم رو با خودش برد..badbadak.jpg

باد پاييز.. سرماي امسال.. تحفه ي باد پاييزي امسال.. ولي ديگه سبك و رها، مثل بادبادك بالا نميرم. روحم به زمين سرد چسبيده. قلعه خيال زمستونيم از گرماي دلهره ي زمستون سرد آب شده! نميخوام با باد بياد. و با باد بره. طاقتش رو ندارم..

/ 7 نظر / 9 بازدید
حميد لواسانی

ارمغان عزیز از شما دعوت می کنم تا نقد آقای عبادی بر مقاله آقای درویش و پاسخ ایشان را به همراه جنجال های پیش آمده در وبلاگ سنتز پیگیری فرمایید.

بهشت پنهان

سفر خدای را مسجد من کجاست ای ناخدای من؟در کدامین جزیره آن آبگی ایمن است که راهش از هفت دریای بی زنهارمی گذرد؟***از تنگابی پیچاپیچ گذشتیم- با نخستین شام سفر -که مزرعه سبز آبگینه بود.و با کاهش شب - که پنداری در تنگه سنگی جای خوش تر داشت -به در یائی مرده درآمدیم- با آسمان سربی ِ کوتاهش -که موج و باد رابه سکونی جاودانه مسخ کرده بود.و آفتابی رطوبت زده - که در فراخی ِ بی تصمیمی خویش سر گردانی می کشید،و در تردید ِ میان فرو نشستن یا بر خاستن به ولنگاری یله بود-.***ما به سختی در هوای کندیده طاعونی ‎‏َدم می زدیم وعرق ریزاندر تلاشی نو میدانه پارو می کشیدمبر پهنه خاموش ِ دریائی پوسیده که سراسر پوشیده ز اجسادی ست که چشمان ایشانذهنوز از وحشت توفان بزرگ بر گشاده استو از آتش خشمی که به هر جنبنده در نگاه ایشان است نیزه های شکن شکن تندرجستن می کند.***و تنگاب هاو دریاها.تنگاب هاو دریاهای دیگر...***آنگاه به دریائی جوشان در آمدیم،

مرد خاکی

علی رضا

سلام دکتر علي شريعتي: در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد خوب بيد؟

علی رضا

يه شعر برات مينويسم با اين همه اما باين همه ... باينهمه اميد قبولی در امتحان ساده تو رد شدم اصلا نه تو نه من! تقصير هيچ کس نيست از خوبی تو بود که من بد شدم