كف دست باز، از دير باز نشاندهنده صداقت،حقيقت و تسليم بوده است. چنانكه بسياري از سوگندها از طريق گذاشتن كف دست برروي قلب و يا كتاب آسماني صورت ميگيرد. يكي از معتبرترين روشها در تشخيص صداقت اشخاص، مشاهده حالات كف دست آنهاست.شخص كاملا صادق و رك، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر مخاطب نمايان ميكند.

 زمانيكه شخص راست ميگويد كف دستهايش يا بخشي از آن را براي مخاطب نمايان كرده و اينكار بطور ناخودآگاه انجام ميشود و بدين ترتيب ما را متوجه صداقت يا عدم صداقت طرف مقابل ميكند. اگر شخص هنگام صحبت دستهايش را پشت خود پنهان كرد و يا آنها را در جيبش گذاشت و يا دست به سينه شد به احتمال زياد در حال كتمان حقيقت است! اغلب به بازاريابان و فروشندگان مي آموزند كه در هنگام كار به دستهاي مشتري نگاه كرده و اگر وي دليلي براي نخريدن محصول مي آورد فقط زماني آنرا معتبر بشمارند كه با كف دستهاي نمايان اين حرف را زده باشد! البته كسانيكه اين رمز را بدانند ممكنست از آن سواستفاده كنند؛ كلاهبردارها و دروغگوهاي حرفه اي كساني هستند كه ميتوانند دروغهاي خود را هنرمندانه با حركات غيركلامي، تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت بهنگام دروغگويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام ميشود. شما هم ميتوانيد بهنگام برقراري ارتباط با ديگران، با نشان دادن كف دست خود را محق تر جلوه دهيد.هرقدر كه حركات كف دستهاي باز تبديل به عادت شود، تمايل به دروغگويي كمتر ميشود، زيرا اكثر مردم بسختي ميتوانند با كف دستهاي باز دروغ بگويند.