زندگي در گذر است و ايكاش ها..! يه كم هم از خودمون شعر بگيم! يه زماني ميگفتم.يادش بخير..هركي در مورد امام حسين شعر ميگفت بهش جاييزه ميدادن!! يه بار بدمينتون برنده شدم! بگذريم..زندگي رو چيكار كنم كه در گذر است؟ هميشه دم دماي امتحان و تغيير و تحول كه ميشه آدم ياد ايكاش هاش ميفته. كاش از سال اول-دوم مثل انسان! درس ميخوندم......سال اول كه هيچي گريه هم ميكردم. چي؟؟ جنگلداري؟؟!!!! سال دوم تريپ تغيير رشته به حسابداري گذاشتم.سال سوم يواش يواش...چي شد كه سال آخرخواستم موندگار بشم؟....

با این نمره های افتضاح که دقیقا هم تستی ها رو خراب کردم...

دير كه نشده.(فقط 3هفته وقت دارم!).ولي به يه بار ديگه تاپ تاپ كردن قلب برا كنكور مي ارزه.بازم يادش بخير! فكر نميكنم اندفعه اونقدرا تاپ تاپ كنه.مسئله اينه كه سه هفته اي من چه خاكي تو سرم بريزم! شايد مرد خاكي بتونه يه نوع خاك خوب معرفي كنه من بريزم!! ولي جدي...اين كنكوره كه اونقدرا هم سخت نيست كه اين فكرا رو ميكنم! بين سيصد چهارصد نفر..بشم نفر اخر..بعد يه نفر بهم بخنده حسابي..روي منو كم كنه..آبرو حيثيت برام نمونه..

هيچي بابا...برا خودم دارم حرف ميزنم!