خوب بخاطر دارم كه پزشك متخصصي بمن گفت كه بيش از دوسال ديگر زنده نخواهم ماند. از اين سخن او بيش از ده سال ميگذرد! بعقيده من در درون ما چيزي وجود دارد كه ميتواند هر مشكل لاينحلي را حل كند. من به بيماري اختلال اعصاب محركه مبتلا هستم.ابتدا بيماريم را نپذيرفتم و دچار وحشت و افسردگي شدم.سپس بخود آمدم و تصميم گرفتم يك كاري بكنم. بسراغ مقالات و نوشته ها در اين زمينه رفتم. با هزاران پزشك در سراسر جهان ملاقات و گفتگو كردم. اما تمام اطلاعات نااميد كننده بودند. حس ميكردم تمام انرژيم را دارم از دست ميدهم. ماههاي بعد از تشخيص بيماري، بدترين دوران زندگيم بود.از اينترنت استفاده كردم. بازم اطلاعات نااميد كننده بود.بنابراين تصميم گرفتم هرنوع اطلاعات مثبتي را كه در مورد اين بيماري وجود دارد، جمع آوري كنم.دريافتم كه در بيماري اعصاب محركه، ظاهرا اعصاب محركه اكسيد ميشوند و از بين ميروند.ممكنست بتوان اين فرايند را با آنتي اكسيدان ها كند كرد.اين طرحم را براي متخصصين بازگو كردم اما آنها يا مسخره ام كردند يا رد كردند.در حاليكه واقعيت اين بود كه آنها هرگز اين طرح را امتحان نكرده بودند. بنابراين خودم دست بكار شدم. و برروي انتي اكسيدانها تحقيق كردم. سپس سعي كردم آنرا روي چند بيمار آزمايش كنم اما آنها پس از مشورت با پزشكان منصرف شدند. بنابراين برروي خودم آزمايش كردم. كار را با تركيبي از آنتي اكسيدانها + گياهان دارويي + مكملها+ داروهايي كه پزشكان برايم تجويز كرده بودند اجرا كردم.گاهي بدنم واكنش بدي نشان ميداد و گاهي حالم بهتر ميشد. گاهي اوقات تغييري كوچك در مقدار يك دارو واكنش بزرگي را در بدنم ايجاد ميكرد و حالم را بدتر يا بهتر ميكرد اما دائما در حال يادگيري بودم.ابتدا بايد براي خروج از منزل از ويلچر استفاده ميكردم. اما پس از يكسال توانستم با پاهاي خودم راه بروم. كم كم حالم بهتر شد. و بيماران ديگري نيز تصميم گرفتند روش درماني مرا امتحان كنند. اكنون وب سايتي دارم كه با آنها ارتباط برقرار ميكنم. با كمال افتخار ميگويم كه وب سايتم تاكنون برنده چندين جايزه بين المللي شده بخاطر پژوهش هايم. اينك بسياري از پزشكان آنتي اكسيدانها و ساير مكمل ها را بعنوان داروي اين بيماري بكار ميگيرند.چيزي كه طي اين سالها اموختم اينست كه بسياري از پزشكان برروي بيماري تمركز ميكنند و نه برروي بيمار. درحاليكه طرزفكر و روحيه بيمار نقش مهمي دارد در بيماري او.و از همه مهمتر استرس. زمانيكه دچار استرس ميشدم سيستم ايمني بدنم از كار مي افتاد. در هنگام استرس و درد و خطر هورموني بنام كورتيزول ترشح ميشود كه قدرت تحمل درد را در ما بالا برده و سبب تقويت بافتها و استخوانها ميگردد. اما در دراز مدت استرس سيستم ايمني بدن را از كار مي اندازد. چيز ديگري كه كشف كردم اينست كه بين اميد و احسح شكست خط باريكي وجود دارد بنام عمل. من شك ندارم كه براي بيماري من و ساير مشكلات در آينده علاجي پيدا خواهد شد.چيزي كه طي كنترل اين بيماري دريافتم اين بود كه بايد براي درمان، استرس را مهار كرد.و براي اين منظور دعا، مديتيشن، تكرار عبارات كليدي مثبت، ماساژ، كنترل تنفس، روان درماني و لذت بردن از طبيعت موثرست.

برگرفته از مقاله مبارزه براي زندگي