باور کن به اين سادگی ها هم نيست!

از دست خودم لجم گرفته! برا چی بدنيا اومدم آخه؟

هدف زيستن.......کتاب.کتاب.کتاب/تبادل نظر/حرفای استادا/تفکر/.....هرکی برا خودش داد ميزنه. تا دوروز تو گوشم ميمونه. تا يه مدت يه چيزی مثل افسانه شخصی قشنگه بعد ميبينم بخشهای مختلف مغزم با هم هماهنگ نميشه. هرکی حرف خودشو ميزنهو معلوم نيست کدوم درسته. خودمم يه چيزايی ميخوام  بعد همه اينا ميره تو  cpu مغزم بعدشم error ميده! يه عالمه بار اضافی بعد از يه دوره تهی بودن وجودمو احاطه ميکنن. نميدونم.......بعد يه هو ميزنم زيرش.بعد همه چی درب داغون ميشه.بعد احساس ميکنم من يه نوع ديناميت خاص هستم.بعد..................خوندی تا اينجا؟ حالا اگر روانپزشک خوب سراغ داری معرفی کن!!!