باعث تاسف تمامي دانشجويان و زير سوال رفتن اعتبار دانشگاه تهران است كه دانشكده اساتيد ارزشمند گذشته را با گروهي از نسل جوان بي تجربه در زمينه تفكر يك استاد، مبادله و معامله مينمايد. رويدادهاي مختلف، تعويض پستها و برنامه ريزيها كه هر از گاهي در منبعي مثل گروهي از وبلاگها آگهي ميشوند، تاثير تدريجي دارند، وليكن جايگزيني اساتيد مسئله ايست كه در صورت بي توجهي اثر بلافاصله و مستقيم برجاي خواهد نهاد. از خبربحث برانگيز بازنشستگي دكتر سبحاني گرامي گرفته تا ... و امروز متاسفانه كلاسها شاهد فرهنگي متفاوت از آنچه يك استاد ارجمند ارائه ميكرد، هستند. معلوم نيست ملاك نگاه دانشكده از يك فردتحصيلكرده بعنوان يك استاد چيست اما مسلما اساتيدي چون دكتر سبحاني و امثالهم خيلي بيش ازنمايشي از يك مدرك دكترا و بس، بودند و هستند.لذا بعنوان يك دانشجو از يك وبلاگ خصوصي كوچك بدون هيچ گونه جهت گيري، تنها پيشنهاد ميكنم تك تك ما در هر پستي كه هستيم ، زماني بر فردي نام آموزگار بگذاريم كه داراي فرهنگ تعلم باشد... نگذاريم كار بجايي بكشد كه دانشجو جلسات آغازين را به برانداز شخصيت استاد بگذراند كه آيا همچون گذشته نماينده اي از اصالت دانشكده در اين كلاس ارائه شده، يا با شكلي از تفكر "مرا بپذيريد ميخواهم در آزمايشگاه توي دانشجو، استاد شدن را بياموزم!" روبروست.

البته مسلم است در جايي كه براي منابع طبيعي تا حدي ارزش قائلند كه پارك گلستانش را با تعريض جاده به ويراني ميكشند، دانشجوي منابع طبيعي را نيز در دانشگاهش به فرهنگ ويراني ذهن و شخصيت ميكشند......

و در پايان توصيه ميكنم مسئولين، از دانشجويان بقول خودشان كم سن و بي تجربه مثل من! فقط و فقط يك درس را بياموزند : قدرت ارزيابي!!