يك بازگشت و يك آغاز پس از پوچي.........و اون نگاهي كه قرار شد به پشت سر بندازي : حواسم هست! اين الزاما افسانه شخصي من نيست..................و نيييييييييييييست!

نه! مواظب باش. پاهاتو رو پله اول محكم كن. اگه بخواي بدون فكر بپري جلو بايد بجاي" غوطه ور شدن در روح جهان "مبارزه كني، شكستهاي سنگين بخوري، و عمرت رو هدر بدي. اگه افسانه شخصي ت رو درست تشخيص بدي با مسير جريان رودخانه يكي شده اي و نيازي نيست دست و پاي مخالف بزني. ماداميكه با جهان مبارزه كني با تو مبارزه خواهد كرد .چرا زندگي اكثر مردم تبديل به يك كشمكش دائمي شده؟ سيل دردهاي نهفته خودمون رو بصورت رفتارهاي عجيب و بي معنا بر سر يكديگر ميريزيم. كاش از همون اول افسانه شخصي خودمون رو درست تشخيص بديم........يه لحظه سكوت كن.فكر كن.شايد اين چيزي كه بعنوان يه واقعه مهم زندگيت بهش نگاه ميكني اوني كه فكر ميكني نيست. اطلاعات جمع كن. به متن آرزوهات برو. گاهي چند جمله ي كوتاه كافي است.......خيلي حواستو جمع كن من ميگم چون من تجربه كردم. اوليش رشته م بود. و حالا ديگه مواظبم ديگه از يه سوراخ دوبار گزيده نشم.همه چيز مثل موسيقي شفاف نيست. هر پديده اي رو نميشه به تك تك نت ها تجزيه كرد و اونو نوشت. بعضيها داراي پيچيدگي كدر گونه اي هستند. بايد عينك تجزيه و تركيب به چشمات بزني. واژه و صفحه رو در كنار صدا و امواج بررسي كني. اگه از شعورت استفاده كني، چند لحظه هم ميتونه كافي باشه............حالا ميتوني درك كني : چيز اشتباهي رو بعنوان افسانه شخصي ت تشخيص ندي.