آلیس در سرزمین عجایب ؛ یک ماه شکنجه ی شیرین!

یه جنگل بزرگ روکه خرس و گراز هم داره,تصور کن.هرروز صبح سه تا دختر راه میافتین از صخره های شیب 75 درصدش میرین بالا. لابلای تمشک های تیغ دارش گیر میافتین. زیر بارون تند یه قوطی رنگ قرمز میگیرین دستتون روی تنه درختا شماره مینویسین.بعد یه سری حشره به اسم سپل میان نیشتون میزنن و فردا صبح سرتاپا خالهای قرمز در میارین.کنسرو لوبیا رو مجبورین با چوب بخورین چون آقای صوفی یادش رفته قاشق بذاره!! تااااازه حمله کک ها به خوابگاه مونده!

ولی تو از پارادوکس این پوسته خشن چیزی نمیدونی : تک تک قطرات بارون رو حس کردن.درد خارهای تمشک رو بخاطر میوه شیرینش پذیرفتن.شبهای کنار دریا و تله کابین و نارنجستان و...حتی شکوه لحظه ای که مثل توی فیلما داری راستی راستی از یه صخره پرت میشی پایین!............نمیدونم چطور بهت ثابت کنم که فوق العاده س. باید خودت تجربه کنی.قطر و ارتفاع و کیفیت تک تک درختا رو حس کنی! با دستهای خودت جاده بسازی.یه شب در ییلاق پیش محلی ها بخوابی..تا به جایی که من هستم برسی!

راستی

خسته نباشید و یه دنیا ارادت خدمت دکتر مجنونیان و دکتر نمیرانیان.